بسم رب الشهدا و الصديقين

اگر بخواهيم بسيجي را مانند يك شاكله ي انساني تصور كنيم . انساني ميشود شبيه اميرالمومنين ( البته اهل فن ميدانند در تشبيه ، گاهي شعله شمعي را به خورشيد تشبيه مي كنند !) بر شمردن وجوه اين شباهت دشوار نيست.

علي (ع) مولود كعبه است و خانه ي خدا محل ولادت اوست و بسيجي از مساجد سربلند كرد و مسجد خانه ي خداست.

علي (ع) هميشه در صف اول نبرد با دشمنان حاضر بود و همواره اولين نفر بود كه نداي پيامبر(ص) را لبيك مي گفت و نيز سرباز ولايت است و در دفاع و جهاد ، هيچ گاه در تبعيت از رهبرش «دومين» نبوده است.

شنيده ام زره علي(ع) پشت نداشته است ؛ چرا كه اول اهل عقب نشيني نبود و رو در رو با خصم مي جنگيد و تو ميداني..... بسيجي هم اينگونه است و هرگز از آرمانهايش در برابر مستكبرين پا پس نمي كشد و با سينه ستبر صف دشمنان را مي شكافد!

علي (ع) مظهر عدالت بود و هست ، و مگر نه اينكه بسيجي بدون عدالتخواهي محلي از اعراب ندارد! علي (ع) از دوستان ظاهري خود بيشترين ضربه ها را خورد و نفاق بزرگترين دشمن علي (ع) بود و بسيجي هم .... علي (ع) مظلوم بود در آماج زخم زبان ها. و تو بهتر از هر كس مظلوميت بسيجي را ميشناسي !سيبل تهمتهاي دشمنان و ناسپاسي دوستان .... چه بگويم درد دل بسيار است.

بسيجي سايه امير المومنين (ع) در عصر ماست. و تو اي بسيجي درك ميكني كه چرا مقتدايمان سيد علي فرمود:

« بسيجي يعني علي (ع) كه تمام وجودش وقف اسلام بود .»

بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده اند.