معلم
معلم، معمار قلب هاست
چندين سال است بهانه مقدس شهادت معلمي بزرگ و فرزانه، استاد شهيد مطهري رحمهالله دستمايه قدرداني و تجليل از معلم شده است؛ معلمي که انسانساز و فرداپرداز است و تکريم و تعظيم او، تکريم و تعظيم علم است. معلم، معمار قلب هاست و بذر نور در دلها ميافشاند. قدرداني و تجليل از معلم، قدرداني از باغباني است که هر صبح، سبدي از صميميت با خود به کلاس ميبرد و با انگشتان مهربان خويش، بر شاخه قلبها فردا را پيوند ميزند. معلم را توقع نام و نان نيست. اين گمنام، هر روز از تنور داغ جانش، هزاران نان بر سفره گرسنه دلها ميبخشد و از علقمه قلبش، هزاران مشک به خيمههاي عطش ميرساند. تجليل معلم، سپاس از انساني است که هدف و غايت آفرينش را تأمين، و سلامت امانتهايي را که به دستش سپردهاند، تضمين ميکند.
اهميت علم
آموختن، تنها مورد تأکيد مکتب والاي اسلام نيست؛ بلکه بسياري از فرزانگان غير مسلمان هم چون سقراط، افلاطون، نيوتن و... نيز بر اهميت آن صحّه گذاشتهاند. از ديدگاه اسلام، انسان آگاه با انسان نااگاه مساوي نيستند. کسي که بدون آگاهي گام در راهي ميگذارد و عملي را انجام ميدهد، به بيراهه رفته است و هر چه در اين بيراهه پيش رود، از مقصد خويش بيشتر فاصله ميگيرد. شايد به همين دليل است که حضرت علي عليهالسلام ميفرمايد: «هيچ گنجي سودمندتر از علم نيست؛ در فراگيري آن بکوشيد که فراگرفتنش نيکوست». و رسول خدا صلياللهعليهوآله فراگرفتن علم را بر هر مسلمان واجب ميداند و تأکيد ميکند که ارجمندترين مردم، دانشمندان آنان و کم ارجترين، کم دانشترينشان است.
اهميت تعليم و تربيت و آثار آن
داشتن علم، به تنهايي ارزش نيست. هستند کساني که دانش فراوان دارند، ولي مانند ظرفي پر از عسل اند که هيچ منفذي براي استفاده از عسلها در آنها نيست. علم دانشمند زماني اهميت دارد که آن را به ديگران منتقل کند و البته زکات دانش، آموختن آن به بندگان خداست. عنايت خداوند متعال به معلم پاک نهاد و ايجاد توفيقات بسيار زياد براي او در صحنههاي گوناگون زندگي خانوادگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و... و نزديکي به امامان معصوم عليهمالسلام يکي از آثار تعليم است. به اعتراف بسياري از معلمان، ياد دادن به ديگران، بهترين عامل براي جايگزين شدن مطالب علمي در ذهن است؛ زيرا معلم در مقام تعليم، راهبر و راهنماي علمي افراد زيادي است و اين موقعيت حساس، سبب تلاش او در حل مشکلات علمي ميشود که نتيجهاش، بالا رفتن سطح علمي وي نيز خواهد بود. دانش شخصي که بياموزد ولي تربيت نشود، مانند اسلحهاي است که با آن جان انسانها را به خطر مياندازد. در قرآن کريم که از تعليم و تربيت به عنوان هدف پيامبران ذکر شده، در سه مورد تربيت بر تعليم مقدم گرديده و تنها در يک آيه تعليم بر تربيت مقدم شده است.
ارزش و مقام معلم
سخني زيبا از امام صادق عليهالسلام ارزش و مقام معلم خوب را روشن ميسازد. حضرت ميفرمايد: «تمامي جنبندگان روي زمين و ماهيهاي دريا و هر کوچک و بزرگ در زمين و آسمان خدا، براي آموزگار خوب طلب آمرزش ميکنند». معلم، شاگردانش، اين امانتهاي الاهي را از آلودگيها و تباهيها حفظ کرده و سعي ميکند با تعليمات خود و تربيت آنان، زمينه رشد و کمالشان را فراهم آورد. انتظار جامعه از افراد به اندازه ارزش و مقام آنان است و بنابراين، معلمي که اين چنين مقامي دارد، هيچ گاه مرتکب اعمال ناشايست نميشود.
تأثير معلم بر شاگرد
شاگردان به خاطر نفوذ روحي و معنوي معلم، تأثيرات شگرفي از او ميگيرند که گاهي سرنوشت ملتي را تغيير ميدهند. بيشتر انسانهاي موفق، کاميابي خود را مديون معلمان خود ميدانند و نيز افرادي هستند که سرخوردگي و شکستهاي زندگيشان، ناشي از برخورد بد معلمان است. استاد شهيد مطهري رحمهالله درمورد تأثير معلم خود حاج آقا ميرزا علي شيرازي ميگويد: «او بزرگ مردي بود. مرا براي اولين بار با نهجالبلاغه آشنا کرد و درک محضر او را همواره يکي ازذخاير گران بهاي زندگي خود ميشمارم که حاضر نيستم آن را با هيچ چيز معاوضه کنم و شب و روزي نيست که خاطرهاش در نظرم مجسم نشود و يادي از او نکنم و نامي نبرم».
سوز و گداز معلم
نخستين و اساسيترين نشانه معلم نمونه، برخورداري او از سوز و گداز «انسانسازي» است. تنها عده معدودي از انسانها هستند که همه وجودشان سرشار از سوز و گداز سازندگي است. اين افراد عاشق تربيت هستند. قويترين انگيزه در آنها، سوز و شوق انسانسازي است. اين افراد، از هدايت فردي به شادي و خرسندي دست مييابند. سوز و گداز، اساسيترين و ضروريترين ويژگي معلم نمونه است. چنين معلمي به مدرسه و کلاس عشق ميورزد؛ زيرا او در چنين محيطي بهتر و کاملتر ميتواند به هدف انسان سازي خود برسد. يکي از ويژگيهاي يگانه معلم نمونه انسان، پيامبر اکرم صلياللهعليهوآله ، سوز و عشق به هدايت و ارشاد انسانها بود.
هنرمندي معلم
معلم بودن، تنها در انحصار معلومات نيست، بلکه افزون بر معلومات و تخصص، هر معلم بايد با هنر معلمي آشنا باشد؛ يعني بداند چگونه از معلومات خود بهره بگيرد و به عبارت ديگر، با چه زباني با شاگردان سخن بگويد، چه شيوه هايي را در ارتباط با شاگردان در نظر بگيرد و چگونه با شاگردان ارتباط برقرار سازد. معلم نمونه با بهرهگيري از فنون روانشناسي، با قدرت و مهارت، امواج متلاطم کلاس را آرام کرده، تسلط و توانايي اداره کلاس را عملاً عرضه ميدارد. اين روانشناسي معلم براي اداره هر کلاس، شيوه خاصي را در نظر ميگيرد ؛ چنان که در خصوص تک تک شاگردان نيز رفتار خاصي را انتخاب ميکند. به رعايت همه اين اصول، «هنر معلمي» ميگويند.
اخلاق معلم
انسانها به طور فطري عاشق کمال هستند و بياختيار در برابر کمال به خضوع درآمده، جذب آن ميگردد. وقتي شاگردي جذب کمالي از کمالات معلم شود، به سوي آن کمال و صاحب کمال کشيده خواهد شد. تغييرات اخلاقي، با گفتار و پند و اندرز صورت نميپذيرد، بلکه کردار و رفتار انسانهاست که موجب دگرگوني در ديگران ميگردد.
امام صادق عليهالسلام در سخني ارزشمند ميفرمايد: «مردم را با اعمال و رفتار خود به خوبيها دعوت نماييد و توجه داشته باشيد که دعوت زباني، فاقد ارزش و بها است». هر معلمي «مربي» است و بر اين اساس، اخلاق و خوي معلم انسان را ميسازد و درس و بحث علمي، بهانهاي بيش نيست.
فروتني معلم
سزاوار است که معلم خوش خلق و فروتن باشد و با رفق و مدارا با شاگردان ارتباط برقرار سازد. از امام صادق عليهالسلام نقل شده که اميرمؤمنان عليهالسلام فرمود: «دانشمندان واقعي سه ويژگي دارند: دانش و بينش، حلم و بردباري، سکوت و آرامش و وقار». کساني که عقل و خرد بيشتري دارند، قدرت کنترل نفس آنان در مقايسه با ديگران زيادتر است. وقتي بين دو انسان رابطه عاطفي و صميمي نباشد، خود به خود جدايي بينشان به وجود خواهد آمد؛ زيرا نزديکي و صميميت، بسياري از توهمات و پيش داوريها را از بين ميبرد. معلم متواضع با فروتني خود، راه ارتباطي را به روي شاگرد ميگشايد و شاگرد از اين فرصت استفاده کرده، بسياري از دشواريهاي فکري و روحي خود را حل خواهد کرد. رسول خدا صلياللهعليهوآله در اين زمينه ميفرمايد: «به شاگرداني که درس ميدهيد و با آنان که از آنها درس ميآموزيد، با نرمي و ملايمت رفتار کنيد».
ويژگيهاي معلم موفق
ايمان و توکل به خدا
انسان براي پرواز به سوي کمال، به دو بال علم و ايمان نياز دارد و معلم که جاده کمال را به شاگردانش مينماياند، بيش از ديگران نيازمند اين دو گوهر است، معلمي که به خدا ايمان ندارد، تنها آگاهيهاي خود را به شاگردانش منتقل ميکند و شاگردان از آن دانشها در امور دنيايي خود استفاده ميکنند، ولي اثري در کمال انساني آنها نخواهد داشت. دانشمندان حقيقي، خداپرست و با ايمان بودهاند. بعضي از اين دانشمندان، مشکلات علمي خود را با استمداد از خداي بزرگ و راز و نياز به درگاهش حل ميکردند.
امام جواد عليهالسلام در اين زمينه ميفرمايد: «ما وسيله و ابزاري بيش نيستيم و معلم واقعي خداست؛ پس بايد در کارمان به او توکل کنيم».
اخلاص
معلم در خدمت مقدس خود، لازم است انديشهاش را از هر چه غير خداست پاک کند. معلمي که به خاطر پول، مقام، شهرت و... ميآموزد، پاداش او همينها خواهد بود و اين امور در مقابل خشنودي خداوند متعال و پاداش بزرگ او بيارزش است. عمل مخلصانه و قيام خدايي، موعظه رسول خدا صلياللهعليهوآله در قرآن کريم است که ميفرمايد: «اي رسول ما! (به امت) بگو که من به يک سخن شما را پند ميدهم (و آن سخن اين است) که براي خدا قيام کنيد».
هدايتگري و مديريت
هدف از بعثت رسول اکرم صلياللهعليهوآله هدايت مردم به سوي خدا بوده است؛ چنان که خداوند متعال در قرآن کريم ميفرمايد: «اي رسول ما! تو را فرستاديم تا به اذن خدا مردم را به سوي او دعوت کني». معلم نيز به پيروي از رسول خدا صلياللهعليهوآله شاگردانش را به سوي هدايت و نور دعوت، و آنان را از تاريکيهاي گمراهي و جهل، به روشنايي علم و تقوا هدايت ميکند. همچنين معلم موفق کسي است که در کنار هدايت شاگردان، توانايي اداره کلاس را نيز داشته باشد. عواملي هم چون شوخي زياد، مجال و ميدان دادن بيش از حد به شاگردان، گفتگوي يک جانبه معلم و بيروح بودن کلاس و...به مديريت او صدمه ميزند. با پرسش از دانشآموزان و ايجاد تنوع گفتاري و رفتاري براي رفع خستگي شاگردان و آمادگي روحي و جسمي آنان به صورتهاي مختلف، ميتوان کلاس را به خوبي مديريت و اداره کرد.
استقامت و پشتکار
معلم موفق در راه تعليم شاگردان و از بين بردن جهل آنان، ثابت قدم و استوار ميباشد. ممکن است او بارها و بارها مطلبي را به شاگردان خود، به ويژه کودکان کم سن و سال بگويد، ولي آنان نياموزند. در اين راه بايد صبر کرد و دانست که نتيجه صبر، موفقيت است. دلهاي شاگردان کند ذهن، از سنگ سختتر نيست و همان گونه که قطرات آب با گذشت زمان دل سنگ را ميشکافد، تکرار و يادآوري مطالب توسط معلم نيز دلهاي سخت را خواهد شکافت.
داشتن بيان و قلم خوب
ابزار اصلي کار معلم، گفتار و سخن اوست و نيکوست از گفتاري گيرا و پرجاذبه برخوردار باشد. تحولات بزرگ جهان توسط کساني صورت گرفته که داراي بياني قوي بودهاند. خطبهاي کوتاه و شورانگيز از امام علي عليهالسلام در جنگ صفين، روحي تازه در کالبد بيجان لشکر دميد و توانستند دشمن را تار و مار کرده و شريعه فرات را از سپاهيان معاويه باز پس گيرند. خطبههاي پرشور امام سجاد عليهالسلام و حضرت زينب عليهاالسلام در مرکز قدرت معاويه و يزيد، آنچنان تکان دهنده و شورآفرين بود که تبليغات چندين ساله آلابوسفيان را نقش بر آب ساخت. اهميت شيوه سخن گفتن براي معلم، کمتر از توان علمي او نيست. داشتن شيوه نگارشي خوب نيز براي معلم لازم است و از نظر درجه اهميت، در درجه بعد از سخن گفتن قرار دارد؛ زيرا تهيه جزوه، طرح سؤال براي امتحان و...، به روش نوشتاري خوب نياز دارد.
وظايف معلم
ايجاد روحيه تفکر و تعقل
رکن اساسي در تعليم و تعلم، فکر کردن است که در دين مبين اسلام، اهميت فراواني دارد. امام علي عليهالسلام ميفرمايد: «هيچ دانشي هم چون انديشيدن نيست». از اينرو، معلم ميتواند روحيه تفکر را در شاگردان خود ايجاد کرده و از تکليف و درس زياد که فرصتي براي تفکر به آنان نميدهد، بکاهد.
بالابردن توان علمي خويش
توقف در يک حد از دانش و آگاهي، نقص بزرگي براي معلم است. لازم است معلم همراه با زمان و پيشرفت علوم بر دانش خود بيفزايد. استفاده از تجارب ديگران در زمينه تدريس براي معلم مفيد است و بر معلومات او ميافزايد. نيوتن، کاشف جاذبه زمين ميگويد: «علت ترقي من در کارها اين بود که روي شانه غولهاي علم ايستادم و جهان را بهتر نگريستم». همچنين لازم است يک معلم موفق، از فراگيري مهارتهاي آموزشي نوين، غفلت نورزد.
وفاي به عهد و عمل به گفتهها
شاگردان در مورد وعدههاي معلم، حساساند و قولهاي او را هرگز از ياد نميبرند. بنابراين، نوشتن وعدهها و تصميمهاي روزانه در دفتر کوچکي و عمل کردن به آنها، نشان از دقت معلم و راهي براي جلب اعتماد شاگردان دارد. معلمي که خود به گفتهها و نکات اخلاقي که بيان ميکند عمل ننمايد، سخنانش تأثيري نخواهد داشت و دانش وي بيارزش خواهد بود. عالم بيعمل به «درخت بيبر» يا «ابر بيباران» ميماند. عيسي بن مريم عليهالسلام فرمود: «بدبختترين مردم کسي است که او را دانشمند بشناسند، ولي عملي در او ديده نشود». راهنماييهاي معلم در زمينههاي مختلف در صورتي اثربخش است که خود در عمل به آن گفتهها از شاگردان پيشي گرفته باشد. بايد از امام علي عليهالسلام درس بگيريم که فرمود: «اي مردم! به خدا قسم شما را به هيچ اطاعتي ترغيب نميکنم، مگر آن که خود در عمل به آن پيشي گرفته باشم».
آگاهي دادن و ايجاد انگيزه درسي
معلم سخت کوش، افزون به تدريس ماده درسي، دانشپژوهان را با اوضاع و احوال جهان امروز آشنا ميکند تا نگرششان به جهان وسعت يابد. انساني که محدوده فکري اش از چهار ديواري روستا يا شهرش آن طرفتر نميرود، نميتواند انسان ارزشمندي شود. خدمت به مردم، کشور و دين ديدي وسيع ميخواهد. يک عامل مؤثر در بيرغبت بودن بعضي از شاگردان به ماده درس، انگيزه و هدف نداشتن است که معلم ميتواند با معرفي موضوع درس و شناساندن جايگاه آن در بين علوم ديگر، اين انگيزه و هدف را به وجود آورد. اگر شاگردان هدف از يادگيري درس مورد نظر و فايده آن را بشناسند، با رغبت بيشتري آن را دنبال ميکنند.
چندين سال است بهانه مقدس شهادت معلمي بزرگ و فرزانه، استاد شهيد مطهري رحمهالله دستمايه قدرداني و تجليل از معلم شده است؛ معلمي که انسانساز و فرداپرداز است و تکريم و تعظيم او، تکريم و تعظيم علم است. معلم، معمار قلب هاست و بذر نور در دلها ميافشاند. قدرداني و تجليل از معلم، قدرداني از باغباني است که هر صبح، سبدي از صميميت با خود به کلاس ميبرد و با انگشتان مهربان خويش، بر شاخه قلبها فردا را پيوند ميزند. معلم را توقع نام و نان نيست. اين گمنام، هر روز از تنور داغ جانش، هزاران نان بر سفره گرسنه دلها ميبخشد و از علقمه قلبش، هزاران مشک به خيمههاي عطش ميرساند. تجليل معلم، سپاس از انساني است که هدف و غايت آفرينش را تأمين، و سلامت امانتهايي را که به دستش سپردهاند، تضمين ميکند.
اهميت علم
آموختن، تنها مورد تأکيد مکتب والاي اسلام نيست؛ بلکه بسياري از فرزانگان غير مسلمان هم چون سقراط، افلاطون، نيوتن و... نيز بر اهميت آن صحّه گذاشتهاند. از ديدگاه اسلام، انسان آگاه با انسان نااگاه مساوي نيستند. کسي که بدون آگاهي گام در راهي ميگذارد و عملي را انجام ميدهد، به بيراهه رفته است و هر چه در اين بيراهه پيش رود، از مقصد خويش بيشتر فاصله ميگيرد. شايد به همين دليل است که حضرت علي عليهالسلام ميفرمايد: «هيچ گنجي سودمندتر از علم نيست؛ در فراگيري آن بکوشيد که فراگرفتنش نيکوست». و رسول خدا صلياللهعليهوآله فراگرفتن علم را بر هر مسلمان واجب ميداند و تأکيد ميکند که ارجمندترين مردم، دانشمندان آنان و کم ارجترين، کم دانشترينشان است.
اهميت تعليم و تربيت و آثار آن
داشتن علم، به تنهايي ارزش نيست. هستند کساني که دانش فراوان دارند، ولي مانند ظرفي پر از عسل اند که هيچ منفذي براي استفاده از عسلها در آنها نيست. علم دانشمند زماني اهميت دارد که آن را به ديگران منتقل کند و البته زکات دانش، آموختن آن به بندگان خداست. عنايت خداوند متعال به معلم پاک نهاد و ايجاد توفيقات بسيار زياد براي او در صحنههاي گوناگون زندگي خانوادگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و... و نزديکي به امامان معصوم عليهمالسلام يکي از آثار تعليم است. به اعتراف بسياري از معلمان، ياد دادن به ديگران، بهترين عامل براي جايگزين شدن مطالب علمي در ذهن است؛ زيرا معلم در مقام تعليم، راهبر و راهنماي علمي افراد زيادي است و اين موقعيت حساس، سبب تلاش او در حل مشکلات علمي ميشود که نتيجهاش، بالا رفتن سطح علمي وي نيز خواهد بود. دانش شخصي که بياموزد ولي تربيت نشود، مانند اسلحهاي است که با آن جان انسانها را به خطر مياندازد. در قرآن کريم که از تعليم و تربيت به عنوان هدف پيامبران ذکر شده، در سه مورد تربيت بر تعليم مقدم گرديده و تنها در يک آيه تعليم بر تربيت مقدم شده است.
ارزش و مقام معلم
سخني زيبا از امام صادق عليهالسلام ارزش و مقام معلم خوب را روشن ميسازد. حضرت ميفرمايد: «تمامي جنبندگان روي زمين و ماهيهاي دريا و هر کوچک و بزرگ در زمين و آسمان خدا، براي آموزگار خوب طلب آمرزش ميکنند». معلم، شاگردانش، اين امانتهاي الاهي را از آلودگيها و تباهيها حفظ کرده و سعي ميکند با تعليمات خود و تربيت آنان، زمينه رشد و کمالشان را فراهم آورد. انتظار جامعه از افراد به اندازه ارزش و مقام آنان است و بنابراين، معلمي که اين چنين مقامي دارد، هيچ گاه مرتکب اعمال ناشايست نميشود.
تأثير معلم بر شاگرد
شاگردان به خاطر نفوذ روحي و معنوي معلم، تأثيرات شگرفي از او ميگيرند که گاهي سرنوشت ملتي را تغيير ميدهند. بيشتر انسانهاي موفق، کاميابي خود را مديون معلمان خود ميدانند و نيز افرادي هستند که سرخوردگي و شکستهاي زندگيشان، ناشي از برخورد بد معلمان است. استاد شهيد مطهري رحمهالله درمورد تأثير معلم خود حاج آقا ميرزا علي شيرازي ميگويد: «او بزرگ مردي بود. مرا براي اولين بار با نهجالبلاغه آشنا کرد و درک محضر او را همواره يکي ازذخاير گران بهاي زندگي خود ميشمارم که حاضر نيستم آن را با هيچ چيز معاوضه کنم و شب و روزي نيست که خاطرهاش در نظرم مجسم نشود و يادي از او نکنم و نامي نبرم».
سوز و گداز معلم
نخستين و اساسيترين نشانه معلم نمونه، برخورداري او از سوز و گداز «انسانسازي» است. تنها عده معدودي از انسانها هستند که همه وجودشان سرشار از سوز و گداز سازندگي است. اين افراد عاشق تربيت هستند. قويترين انگيزه در آنها، سوز و شوق انسانسازي است. اين افراد، از هدايت فردي به شادي و خرسندي دست مييابند. سوز و گداز، اساسيترين و ضروريترين ويژگي معلم نمونه است. چنين معلمي به مدرسه و کلاس عشق ميورزد؛ زيرا او در چنين محيطي بهتر و کاملتر ميتواند به هدف انسان سازي خود برسد. يکي از ويژگيهاي يگانه معلم نمونه انسان، پيامبر اکرم صلياللهعليهوآله ، سوز و عشق به هدايت و ارشاد انسانها بود.
هنرمندي معلم
معلم بودن، تنها در انحصار معلومات نيست، بلکه افزون بر معلومات و تخصص، هر معلم بايد با هنر معلمي آشنا باشد؛ يعني بداند چگونه از معلومات خود بهره بگيرد و به عبارت ديگر، با چه زباني با شاگردان سخن بگويد، چه شيوه هايي را در ارتباط با شاگردان در نظر بگيرد و چگونه با شاگردان ارتباط برقرار سازد. معلم نمونه با بهرهگيري از فنون روانشناسي، با قدرت و مهارت، امواج متلاطم کلاس را آرام کرده، تسلط و توانايي اداره کلاس را عملاً عرضه ميدارد. اين روانشناسي معلم براي اداره هر کلاس، شيوه خاصي را در نظر ميگيرد ؛ چنان که در خصوص تک تک شاگردان نيز رفتار خاصي را انتخاب ميکند. به رعايت همه اين اصول، «هنر معلمي» ميگويند.
اخلاق معلم
انسانها به طور فطري عاشق کمال هستند و بياختيار در برابر کمال به خضوع درآمده، جذب آن ميگردد. وقتي شاگردي جذب کمالي از کمالات معلم شود، به سوي آن کمال و صاحب کمال کشيده خواهد شد. تغييرات اخلاقي، با گفتار و پند و اندرز صورت نميپذيرد، بلکه کردار و رفتار انسانهاست که موجب دگرگوني در ديگران ميگردد.
امام صادق عليهالسلام در سخني ارزشمند ميفرمايد: «مردم را با اعمال و رفتار خود به خوبيها دعوت نماييد و توجه داشته باشيد که دعوت زباني، فاقد ارزش و بها است». هر معلمي «مربي» است و بر اين اساس، اخلاق و خوي معلم انسان را ميسازد و درس و بحث علمي، بهانهاي بيش نيست.
فروتني معلم
سزاوار است که معلم خوش خلق و فروتن باشد و با رفق و مدارا با شاگردان ارتباط برقرار سازد. از امام صادق عليهالسلام نقل شده که اميرمؤمنان عليهالسلام فرمود: «دانشمندان واقعي سه ويژگي دارند: دانش و بينش، حلم و بردباري، سکوت و آرامش و وقار». کساني که عقل و خرد بيشتري دارند، قدرت کنترل نفس آنان در مقايسه با ديگران زيادتر است. وقتي بين دو انسان رابطه عاطفي و صميمي نباشد، خود به خود جدايي بينشان به وجود خواهد آمد؛ زيرا نزديکي و صميميت، بسياري از توهمات و پيش داوريها را از بين ميبرد. معلم متواضع با فروتني خود، راه ارتباطي را به روي شاگرد ميگشايد و شاگرد از اين فرصت استفاده کرده، بسياري از دشواريهاي فکري و روحي خود را حل خواهد کرد. رسول خدا صلياللهعليهوآله در اين زمينه ميفرمايد: «به شاگرداني که درس ميدهيد و با آنان که از آنها درس ميآموزيد، با نرمي و ملايمت رفتار کنيد».
ويژگيهاي معلم موفق
ايمان و توکل به خدا
انسان براي پرواز به سوي کمال، به دو بال علم و ايمان نياز دارد و معلم که جاده کمال را به شاگردانش مينماياند، بيش از ديگران نيازمند اين دو گوهر است، معلمي که به خدا ايمان ندارد، تنها آگاهيهاي خود را به شاگردانش منتقل ميکند و شاگردان از آن دانشها در امور دنيايي خود استفاده ميکنند، ولي اثري در کمال انساني آنها نخواهد داشت. دانشمندان حقيقي، خداپرست و با ايمان بودهاند. بعضي از اين دانشمندان، مشکلات علمي خود را با استمداد از خداي بزرگ و راز و نياز به درگاهش حل ميکردند.
امام جواد عليهالسلام در اين زمينه ميفرمايد: «ما وسيله و ابزاري بيش نيستيم و معلم واقعي خداست؛ پس بايد در کارمان به او توکل کنيم».
اخلاص
معلم در خدمت مقدس خود، لازم است انديشهاش را از هر چه غير خداست پاک کند. معلمي که به خاطر پول، مقام، شهرت و... ميآموزد، پاداش او همينها خواهد بود و اين امور در مقابل خشنودي خداوند متعال و پاداش بزرگ او بيارزش است. عمل مخلصانه و قيام خدايي، موعظه رسول خدا صلياللهعليهوآله در قرآن کريم است که ميفرمايد: «اي رسول ما! (به امت) بگو که من به يک سخن شما را پند ميدهم (و آن سخن اين است) که براي خدا قيام کنيد».
هدايتگري و مديريت
هدف از بعثت رسول اکرم صلياللهعليهوآله هدايت مردم به سوي خدا بوده است؛ چنان که خداوند متعال در قرآن کريم ميفرمايد: «اي رسول ما! تو را فرستاديم تا به اذن خدا مردم را به سوي او دعوت کني». معلم نيز به پيروي از رسول خدا صلياللهعليهوآله شاگردانش را به سوي هدايت و نور دعوت، و آنان را از تاريکيهاي گمراهي و جهل، به روشنايي علم و تقوا هدايت ميکند. همچنين معلم موفق کسي است که در کنار هدايت شاگردان، توانايي اداره کلاس را نيز داشته باشد. عواملي هم چون شوخي زياد، مجال و ميدان دادن بيش از حد به شاگردان، گفتگوي يک جانبه معلم و بيروح بودن کلاس و...به مديريت او صدمه ميزند. با پرسش از دانشآموزان و ايجاد تنوع گفتاري و رفتاري براي رفع خستگي شاگردان و آمادگي روحي و جسمي آنان به صورتهاي مختلف، ميتوان کلاس را به خوبي مديريت و اداره کرد.
استقامت و پشتکار
معلم موفق در راه تعليم شاگردان و از بين بردن جهل آنان، ثابت قدم و استوار ميباشد. ممکن است او بارها و بارها مطلبي را به شاگردان خود، به ويژه کودکان کم سن و سال بگويد، ولي آنان نياموزند. در اين راه بايد صبر کرد و دانست که نتيجه صبر، موفقيت است. دلهاي شاگردان کند ذهن، از سنگ سختتر نيست و همان گونه که قطرات آب با گذشت زمان دل سنگ را ميشکافد، تکرار و يادآوري مطالب توسط معلم نيز دلهاي سخت را خواهد شکافت.
داشتن بيان و قلم خوب
ابزار اصلي کار معلم، گفتار و سخن اوست و نيکوست از گفتاري گيرا و پرجاذبه برخوردار باشد. تحولات بزرگ جهان توسط کساني صورت گرفته که داراي بياني قوي بودهاند. خطبهاي کوتاه و شورانگيز از امام علي عليهالسلام در جنگ صفين، روحي تازه در کالبد بيجان لشکر دميد و توانستند دشمن را تار و مار کرده و شريعه فرات را از سپاهيان معاويه باز پس گيرند. خطبههاي پرشور امام سجاد عليهالسلام و حضرت زينب عليهاالسلام در مرکز قدرت معاويه و يزيد، آنچنان تکان دهنده و شورآفرين بود که تبليغات چندين ساله آلابوسفيان را نقش بر آب ساخت. اهميت شيوه سخن گفتن براي معلم، کمتر از توان علمي او نيست. داشتن شيوه نگارشي خوب نيز براي معلم لازم است و از نظر درجه اهميت، در درجه بعد از سخن گفتن قرار دارد؛ زيرا تهيه جزوه، طرح سؤال براي امتحان و...، به روش نوشتاري خوب نياز دارد.
وظايف معلم
ايجاد روحيه تفکر و تعقل
رکن اساسي در تعليم و تعلم، فکر کردن است که در دين مبين اسلام، اهميت فراواني دارد. امام علي عليهالسلام ميفرمايد: «هيچ دانشي هم چون انديشيدن نيست». از اينرو، معلم ميتواند روحيه تفکر را در شاگردان خود ايجاد کرده و از تکليف و درس زياد که فرصتي براي تفکر به آنان نميدهد، بکاهد.
بالابردن توان علمي خويش
توقف در يک حد از دانش و آگاهي، نقص بزرگي براي معلم است. لازم است معلم همراه با زمان و پيشرفت علوم بر دانش خود بيفزايد. استفاده از تجارب ديگران در زمينه تدريس براي معلم مفيد است و بر معلومات او ميافزايد. نيوتن، کاشف جاذبه زمين ميگويد: «علت ترقي من در کارها اين بود که روي شانه غولهاي علم ايستادم و جهان را بهتر نگريستم». همچنين لازم است يک معلم موفق، از فراگيري مهارتهاي آموزشي نوين، غفلت نورزد.
وفاي به عهد و عمل به گفتهها
شاگردان در مورد وعدههاي معلم، حساساند و قولهاي او را هرگز از ياد نميبرند. بنابراين، نوشتن وعدهها و تصميمهاي روزانه در دفتر کوچکي و عمل کردن به آنها، نشان از دقت معلم و راهي براي جلب اعتماد شاگردان دارد. معلمي که خود به گفتهها و نکات اخلاقي که بيان ميکند عمل ننمايد، سخنانش تأثيري نخواهد داشت و دانش وي بيارزش خواهد بود. عالم بيعمل به «درخت بيبر» يا «ابر بيباران» ميماند. عيسي بن مريم عليهالسلام فرمود: «بدبختترين مردم کسي است که او را دانشمند بشناسند، ولي عملي در او ديده نشود». راهنماييهاي معلم در زمينههاي مختلف در صورتي اثربخش است که خود در عمل به آن گفتهها از شاگردان پيشي گرفته باشد. بايد از امام علي عليهالسلام درس بگيريم که فرمود: «اي مردم! به خدا قسم شما را به هيچ اطاعتي ترغيب نميکنم، مگر آن که خود در عمل به آن پيشي گرفته باشم».
آگاهي دادن و ايجاد انگيزه درسي
معلم سخت کوش، افزون به تدريس ماده درسي، دانشپژوهان را با اوضاع و احوال جهان امروز آشنا ميکند تا نگرششان به جهان وسعت يابد. انساني که محدوده فکري اش از چهار ديواري روستا يا شهرش آن طرفتر نميرود، نميتواند انسان ارزشمندي شود. خدمت به مردم، کشور و دين ديدي وسيع ميخواهد. يک عامل مؤثر در بيرغبت بودن بعضي از شاگردان به ماده درس، انگيزه و هدف نداشتن است که معلم ميتواند با معرفي موضوع درس و شناساندن جايگاه آن در بين علوم ديگر، اين انگيزه و هدف را به وجود آورد. اگر شاگردان هدف از يادگيري درس مورد نظر و فايده آن را بشناسند، با رغبت بيشتري آن را دنبال ميکنند.
+ نوشته شده در شنبه هفتم دی ۱۳۸۷ ساعت 17:25 توسط
|